هشتاد و دومانه - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 12:19
شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۶ هشتاد و دومانه هنوزم دارم براش گریه میکنم،ولی توی دلم... داستان از این درام تر میشد مگه؟ هیچی نمیگم دربارش. فقط برید دانلودش کنید که ارزش بارها دیدن رو داره... نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa011:25xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هشتاد و سومانه - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 12:19
منو پُک میزنی آروم، خرابم میکنی از سَر، رژ لب روی تَه سیگار، تَنِ من زیر خاکستر... پ.ن:ته سیگار _ رستاک نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa014:4xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هشتاد و چهارمانه - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 12:19
شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۶ هشتاد و چهارمانه پروردگارا به من قدرتی ده که بعد دوماه تا لنگ ظهر کپیدن فردا شش صبح پاشم...باشد که کامروا شوم ارواح عمه ام نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa023:48xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هشتاد و پنجمانه - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 12:19
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می
هشتاد و ششمانه - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 12:19
یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۶ هشتاد و ششمانه ای خدا چرا انقد من و مامانم با هم اختلاف داریم -__-روانیم کرده،منم هی مراعاتشو میکنم هیچی نمیگم...نشد یه بار ،فقط یه بار با من موافق باشه.. نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa021:28xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هشتاد و هفتمانه - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 12:19
خستم این روزا... xa0xa0xa0 پُرِ خوابم و بی رویا پ.ن:بقیش یادم نیس.از این آهنگ ژیگولا بود که جدیدا تو خیابون از هر طرف میخوره تو گوشات.ولی این یه تیکه اش برعکس ریتم آهنگ سنگین بود،خیلی سنگین بود نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa00:34xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هشتاد و نهمانه - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 12:19
سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۶ هشتاد و نهمانه موزیک«چنین کنم چنان کنم و زهرمار» ِ حاووومد هووومایووون رو برداشتن گذاشتن رو کلیپ ورزش زورخونه ای :| تهاجم فرهنگی تا چه حد... نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa02:15xa0|xa0لینکxa0 |xa0
شصت و نهمانه - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 19:57
لعنت به پاییزو،لعنت به تابستون... لعنت به هر فصلی،که سر میکنی با اون... پ.ن:با «لعنت به سهتامون» رستاک اگه سینگل فور اور هم باشی باز شکست عشقیمیخوری نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa013:1xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هفتادمانه - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 19:57
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می
هفتاد و یکمانه - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 19:57
چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ هفتاد و یکمانه تا وقتی منفعت داری،گوش شنوایی،راهنمایی براشون چسبیدن بهت،وِل نمیکنن. همینا دردِ دل که هیچی،خبر مرگتم بگی بهشون به چپشونم نیست نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa017:54xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هفتاد و دومانه - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 19:57
عرضی داشتم خدمت اونایی که ما با این اینترنت گرون و شوق و ذوق میریم وبلاگشونو باز میکنیم میبینیم زده: وبلاگی با این آدرس پیدا نشد ممکن است آدرس وبلاگ را اشتباه وارد کرده باشید و یا وبلاگ حذف شده باشد ... سلام پفیوزِ نکبت (●__●) نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa018:17xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هفتاد و سومانه - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 19:57
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می
هفتاد و چهارمانه - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 19:57
چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ هفتاد و چهارمانه سوال من اینه چرا دو تا آدم بالغ و پنجاه ساله انقد الکی دعوا میکنن.یعنی واقعا اینا عقب موندن یا من عقل کل ام؟! نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa021:32xa0|xa0لینکxa0 |xa0
هفتاد و پنجمانه - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 19:57
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می
هفتاد و ششمانه - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 19:57
شدم مثل اون یارو تو شاهنامه که اسمش یادم نمیاد،کل وجودم شده فولاد آبدیده بجز چشمام... پ.ن:لعنتی چشام:) پ.ن۲: (⌒▽⌒) پ.ن۳:بر خود چو شمع خندهزنان گریه میکنم... نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa021:56xa0|xa0لینکxa0 |xa0
پنجاه و نهمانه - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 10:55
یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ پنجاه و نهمانه وقتی دوستامو نگاه میکنم سوال بنبادینی برام پیش میاد: آیا منم دخترم و چرا اینگونه؟ نوشته شدهxa0توسطxa0شین بانوxa0درxa0ساعتxa018:27xa0|xa0لینکxa0 |xa0
شصتمانه - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 10:55
xa0 یه جای معتبر خونده بودم هنری لیونر یکی از فقهای یهودی اسرائیلی گفته بود ما شبانه روز در شبکه های اجتماعی تلاش میکنیم اعتقاد به ائمه و خدا و اینا رو در مسلمانان تضعیف کنیم.مثلا پیامهایی مثل کامنتی که بالا میبینید میفرستن،گیرنده هم چه انجام بده چه انجام نده خبری نمیشه،اینطوری اعتقاداتشونو ازxa0 دس...
شصت و یکمانه - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 10:55
یادش بخیر...قبلنا انقد کد میزدیم برای وبلاگ و ژیگول پیگول ازش آویزون میکردیم که دیگه متن ها خونده نمیشد :( :) پ.ن:یادمه اون اوایل یه وبلاگ داشتم از بالاش قلب میبارید از پایین گل از راست گربه از چپ «خوش آمدید» D: هرجای وبلاگم کلیک میکردی یه چیز میومد بالا...یه کدم بود پست میکردیم اگه طرف کلیک میکرد ا
شصت و دومانه - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 10:55
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می
شصت و سومانه - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 10:55
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می