
کتابو بستم و یک دقیقه تمام به سقف نگاه کردم و هیچ کلمه ای جلوی چشمم نیومد.دریغ از حتی یه شِت ناقابل.

پ.ن:دلم نمیخواست اینطور تموم شه؛اما روزگار انقدر سختگیر هست که به خواست دل من و رضوان توجهی نکنه.
نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 2:21 | لینک
|
برچسب: دویست,بیست,نهمانه,
نویسنده: الینا جعفری
تاريخ: دوشنبه
27 شهريور
1396 ساعت: 14:22