هزار و پانصدمانه
برداشتن پشمک و اهل و عیالو بدون گفتن به من بخشیدن به خانواده ایکس. اصلا نمیتونم درک کنم موجودیت من تو این خونه چه معنیای داره براشون.
هزار و پانصد و یکمانه
اگه میبردنتون نوک کوه قاف و میذاشتن یه کلمه رو اون بالا داد بزنین چی میگفتید؟ من؟ احتمالا چیزی نمیگفتم.شایدم فاک.نمیدونم.
هزار و پانصد و سومانه
بالاخره یه حرکتی زدم و تگ جدا زدم برای انیمه و مانگا و اوتومه و اینا. اون بغل⬅ ″انیمه و مشتقات آن″ پ.ن:حالا کی حال داره آرشیو رو بگرده پستای مربوطشو پیدا کنه -_-
هزار و پانصد و هشتمانه
بوهایی که دوست دارم: بوی پارچه فروشی بوی کاکل ذرت نیمه خشک بوی بعضی از کتابا بوی باد،هرجایی بجز توی شهر بوی خاک نمدار تمیز بوی نون سنگک تازه بوی چوب بوی سنگای کارشده تو بالکن سرواینا بوی گلفروشی
هزار و پانصد و نهمانه
آقا من توانایی هضم این حجم از آپگریدای خفن بلاگفا رو ندارم مستر شیرازی *-* حداقل اولش یکم تغییر کوچولو مثل عوض کردن مدل تکستباکس بده بعد برو سراغ تغییرات بنیادین بعدی...نمیگی اوردوز میکنیم یهو؟ پ.ن:به لطف مستر شیرازی من رنگ فونت پستامو گم کردم الان -_-
هزار و چهارصد و پنجاه و هشتمانه
باباایوب گفت: ″تو از شجاعت هیچی نمیدانی.برای شجاعت چیزی باید به خطر بیفتد. من چیزی ندارم که از دست بدهم.″ دیو گفت:″جانت که هست.″ ″تو حالا هم آن را از من گرفتهای.″ ندای کوهستان - خالد حسینی
هزار و چهارصد و شصتمانه
[ملـول] ۱ : [مَ] (ع ص) به ستوه آمده، مذکر و مؤنث در وي يکسان است. (منتهي الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). به ستوه آمده. افگار و مانده. آزرده و بيزار. سست و ناتوان. دلگير. دلتنگ. ان