چهارصد و پانزدهمانه - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 8:45
مرز بین خیال و واقعیت هر روز داره برام کمرنگ تر میشه.یه جورایی ترسناکه.
چهارصد و شانزدهمانه - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 8:45
چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۶ چهارصد و شانزدهمانه وقتی یه عالم کار دارم تمام کائنات دست به دست هم میدن تا فقط بِچِپَم زیر پتو و به سوال من کیام و چرا فکر کنم و به یأس فلسفی برسم.وگرنه این هوای ابری غبار آلود سرد که هیچی ازش نمیباره دلیل دیگه ای نداره.آخرم مجبور میشم همه کارا رو با سرعت ۳۲x و کیفیت 480p...
چهارصد و هفدهمانه - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 8:45
وقتی خواهر بچه‌ای هستی که وقتی خوابی میاد با خودکار فرق سرت رو صورتی میکنه.   پ.ن:اینطور نمیشه.باید یه انجمن حمایت ا&#
سیصد و هفتاد و نهمانه - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 4:19
پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۶ سیصد و هفتاد و نهمانه خوشحالن.درسته اون یارو کلاهبرداره آخرسر پولشونو نداد ولی بالاخره آشپزخونشون تکمیل شد و اونام فردا مراسم نذری رو برگزار میکنن و منم باید با اون خانواده مزخرف رو به رو بشم در حالی که فرداش دوهزارتا امتحان و کوفت و زهرمار دارم ولی خوشحالم.چون خوشحالن....
سیصد و هشتادمانه - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 4:19
جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۶ سیصد و هشتادمانه بعضیا هستن که منفی ان.مثل سرو کوتاهه و من.هر چقدر هم نشون ندیم خودمون کاملا میدونیم هیچ چیز مثبتی وجود نداره.یه سری هم هستن انرژی منفی دارن.اینا خیلی خطرناکن چون هیچ وقت ظاهرشون معلوم نمیکنه اون ته
سیصد و هشتاد و یکمانه - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 4:19
یه دختره تو مدرسمون هست شبیه کاراکتر ″آنرمال″عه :))))
سیصد و پنجاه و هشتمانه - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 21:01
جناب سگ. در حالی که من الکی مثلا رژیمم خدامیلیون لوازم ورزشت رو خریدی.پس قاعدتا نباید دلت واسم تنگ شده باشه.از عمم مایه بزار.
سیصد و پنجاه و نهمانه - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 21:01
سیصد و شصتمانه - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 21:01
امروز داشتم ورقه های آزمون روانشنا&#15
سیصدمانه - تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 0:06
پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۶ سیصدمانه این مدرسه هه رو دوست دارم.برعکس قبلیه خیلی بزرگ و خیلی سرسبزه و گربه هم داره.هر روز میتونی یه جاش رو کشف کنی و کسی هم کاری به کارت نداره بین هشتصد نفر.قشنگی هم زیاد داره؛به خصوص صُبا که برمیگردیم سمت قبله و آ
سیصد و یکمانه - تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 0:06
بسم الله الرحمن الرحیماولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای
سیصد و دومانه - تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 0:06
پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۶ سیصد و دومانه چند وقت پیش به قدیمیترین دوست وبلاگیم پی ام دادم،آخر سر بعد کلی حرف گفت تو کدوم شین هستی :| آدم از درون میپوکه. نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 4:14 | لینک |
دویست و نود و ششمانه - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 20:59
بسم الله الرحمن الرحیماولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای
دویست و نود و هفتمانه - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 20:59
اوه شتتتت ╥﹏╥ نمیر گای ;((((((((( پ.ن:جدا داشت اشکم در میومد :| این انیمه هه خیلی لامصبه :( پ.ن۲: guilty crown اگه همینجوری پیش بره میشه جزو محدود فیلمایی که بعدا بازم میبینمش. نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 5:34 | لینک |
دویست و نود و هشتمانه - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 20:59
بسم الله الرحمن الرحیماولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای
دویست و هشتاد و چهارمانه - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 22:00
بسم الله الرحمن الرحیماولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه...
دویست و عشتاد و پنجمانه :| - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 22:00
پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ دویست و عشتاد و پنجمانه :| شاید کسی باورش نشه ولی من نمیتونم موزیک بی کلام غمناک طور رو بیشتر از چند ثانیه گوش بدم.چنان دلتنگی تو وجودم پخش میشه که حس میکنم وسط عزاداریم.به خصوص اگه تک نوازی پیانو یا ویالون باشه.البته با ساز ایرانی مشکلی ندارم :| نوشته شده توسط شین بانو در ساع...
دویست و هشتاد و ششمانه - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 22:00
پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ دویست و هشتاد و ششمانه توی این قضیه خدا با من خیلی شوخی داره. کافیه یه بار چفت دهنم باز شه و به ملت خرده بگیرم،جوری منو تو همون موقعیت قرار میده و من جوری به فنا میرم که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه.بعد که میوفتم ته چاه و پدرم از سی و شیش جهت در میاد خنده کنان میکِشَتَم بیرون و من...
دویست و هشتاد و هفتمانه - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 22:00
Kamisama Hajimemashita قسمتای آخرش اونقدر نیشم باز بود وقتی تموم شد لبام بی حس شده بودن :) خیلی عَشَنگ بود (^~^) شخصیت اصلیاش وقتی بچه بودن خیلی خوشگل بودن لامصبا *~* نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 5:15 | لینک |
دویست و هشتاد و هشتمانه - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 22:00
دیوانهٔ خموش به عاقل برابرست دریای آرمیده به ساحل برابرست در وصل و هجر، سوختگان گریه میکنند از بهر شمع، خلوت و محفل برابرست دست از طلب مدار که دارد طریق عشق از پافتادنی که به منزل برابرست گردی که خیزد از قدم رهروان عشق با سرمهٔ سیاهی منزل برابرست دلگیر نیستم که دل از دست دادهام دلجویی حبیب به صد دل ...