خرید بک لینک
رشک میبردند شهری بر من و احوال من کرد ضایع کار من این بخت بی اقبال من

طایری بودم من و غوغای بال افشانیی چشم زخمی آمد و بشکست بر هم بال من

بخت بد این رسم بد بنهاد و رنجاند از منت ورنه کس هرگز نمیرنجیده از افعال من

گشتهام آواره سد منزل ز ملک عافیت میدواند همچنان بخت بد از دنبال من

سادهرو وحشی،کهمیخواهدبهعرضاو رسید آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من

پ.ن:آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی،حال ِ من...

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 20:21 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 12:19

صفحه بندی