اصلا خوشم نیومد -_- اگه من جای دمی بودم اون لحظه که پسره حلقه رو درآورد و برگشت که بره،یه لبخند ملیح زده،شات گان را از زیر لباس عروس بیرون کشیده،یه تیر حرومش میکردم تا بفهمه عاقبت سرکارگذاشتن در همچین وضعیتی چیه.تهاشم با لباس عروس خونی و چشم گریان از کادر خارج میشدم.خیلی دراماتیک میشد لامصب.
برچسب: سیزدهمانه,
نویسنده: الینا جعفری