سومانه

متن مرتبط با «یکمانه» در سایت سومانه نوشته شده است

هزار و پانصد و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    اگه میبردنتون نوک کوه قاف و میذاشتن یه کلمه رو اون بالا داد بزنین چی میگفتید؟ من؟ احتمالا چیزی نمیگفتم.شایدم فاک.نمیدونم....

    ادامه مطلب
  • هزار و چهارصد و شصت و یکمانه

  • چهارصد و چهل و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ چهارصد و چهل و یکمانه چیزی که الان زیاد شده خود طلاق نیست،طلاق ثبت شده اس،طلاق محضری.وگرنه طلاق عاطفی تا بوده همین بوده.زن هایی که پلی واسه برگشت ندارن و توی بن بست زندگی میکنن...اونام طلاق گرقتن،فقط جایی تو آمار نداره.تجاوز شرعی و قانونی. نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت7:54|لینک | ...

    ادامه مطلب
  • سیصد و هشتاد و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    یه دختره تو مدرسمون هست شبیه کاراکتر ″آنرمال″عه :))))...

    ادامه مطلب
  • سیصد و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    بسم الله الرحمن الرحیماولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای...

    ادامه مطلب
  • دویست و چهل و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه ...

    ادامه مطلب
  • دویست و سی و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ دویست و سی و یکمانه صدای ماشینا از دور مثل صدای موج دریاست نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت3:22|لینک | ...

    ادامه مطلب
  • صد و پنجاه و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه یه گرد غم روشون هست.مثل قبرن.نشون از آدمی که قبلا اینجا بوده.اما حالا یه سنگ ازش مونده.یه صفحه بی خداحافظی.از وبلاگ های مرده بدم میاد.حسی که بهم دست میده شبیه به از دست دادن کسیِ که روزی نقش داشته تو زندگیم.به خاطر همین هی...

    ادامه مطلب
  • صد و سی و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ صد و سی و یکمانه بعضی وبلاگا رو با علم به اینکه میدونم سراسر چسناله و بدبختی و اف یو سی کی آی ان جی :| هس میخونم.میدونم حالم بد میشه ها ولی میخونم.آرشیوشم میخونم حتی #مازوخیسم نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت0:22|لینک | ...

    ادامه مطلب
  • هشتاد و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    ولی جداً دوازده سال تحصیل تو ایران برابر صفره،یه صفرکه خوندن نوشتن بلده...بعضاً یه صفر بیشعور که خوندن نوشتن بلده پ.ن:شما فکرکن کل راهنمایی دبیرستان به ما زبان و عربی یاد میدن،بعد به دانشجوی مملکت میگی how old are you? میگه yes,she is :| نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت23:14|لینک | ...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ هفتاد و یکمانه تا وقتی منفعت داری،گوش شنوایی،راهنمایی براشون چسبیدن بهت،وِل نمیکنن. همینا دردِ دل که هیچی،خبر مرگتم بگی بهشون به چپشونم نیست نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت17:54|لینک | ...

    ادامه مطلب
  • شصت و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    یادش بخیر...قبلنا انقد کد میزدیم برای وبلاگ و ژیگول پیگول ازش آویزون میکردیم که دیگه متن ها خونده نمیشد :( :) پ.ن:یادمه اون اوایل یه وبلاگ داشتم از بالاش قلب میبارید از پایین گل از راست گربه از چپ «خوش آمدید» D: هرجای وبلاگم کلیک میکردی یه چیز میومد بالا...یه کدم بود پست میکردیم اگه طرف کلیک میکرد ا...

    ادامه مطلب
  • سی و یکمانه

  • نیلوبلاگ

    اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می...

    ادامه مطلب