
بسم الله الرحمن الرحیماولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای...
ادامه مطلب
اوه شتتتت ╥﹏╥ نمیر گای ;((((((((( پ.ن:جدا داشت اشکم در میومد :| این انیمه هه خیلی لامصبه :( پ.ن۲: guilty crown اگه همینجوری پیش بره میشه جزو محدود فیلمایی که بعدا بازم میبینمش. نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت5:34|لینک | ...
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیماولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای...
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیماولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشت...
ادامه مطلب
پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ دویست و عشتاد و پنجمانه :| شاید کسی باورش نشه ولی من نمیتونم موزیک بی کلام غمناک طور رو بیشتر از چند ثانیه گوش بدم.چنان دلتنگی تو وجودم پخش میشه که حس میکنم وسط عزاداریم.به خصوص اگه تک نوازی پیانو یا ویالون باشه.البته با ساز ایرانی مشکلی ندارم :| نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت5:6|لینک | ...
ادامه مطلب
پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ دویست و هشتاد و ششمانه توی این قضیه خدا با من خیلی شوخی داره. کافیه یه بار چفت دهنم باز شه و به ملت خرده بگیرم،جوری منو تو همون موقعیت قرار میده و من جوری به فنا میرم که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه.بعد که میوفتم ته چاه و پدرم از سی و شیش جهت در میاد خنده کنان میکِشَتَم بیرون و من تازه میفهمم رفیق باید آینه آدم باشه.بعد دوتایی هرهر میخندیم و میریم سرِ به فناییِ بعدی. :| ...
ادامه مطلب
Kamisama Hajimemashita قسمتای آخرش اونقدر نیشم باز بود وقتی تموم شد لبام بی حس شده بودن :) خیلی عَشَنگ بود (^~^) شخصیت اصلیاش وقتی بچه بودن خیلی خوشگل بودن لامصبا *~* نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت5:15|لینک | ...
ادامه مطلب
دیوانهٔ خموش به عاقل برابرست دریای آرمیده به ساحل برابرست در وصل و هجر، سوختگان گریه میکنند از بهر شمع، خلوت و محفل برابرست دست از طلب مدار که دارد طریق عشق از پافتادنی که به منزل برابرست گردی که خیزد از قدم رهروان عشق با سرمهٔ سیاهی منزل برابرست دلگیر نیستم که دل از دست دادهام دلجویی حبیب به صد دل برابرست صائب ز دل به دیدهٔ خونبار صلح کن یک قطره اشک گرم به صد دل برابرست پ.ن:شوعرم ╥﹏╥ نوشته ...
ادامه مطلب
the wind rises، پ.ن:این انیمه رو اگه درست حسابی فیلم میکردن قطعا میرفت تو چارت صد فیلم برتر هالیوود ریپورتر پ.ن۲؛برای ثمین D:اولا که باسه و زهرمار :| منم همیشه یه نصفه بودم از نوع احمق بیخاصیتش(شایدم هستم هنوز :|) ولی اگه بخوام نصفه باشم دانشگاه دوفوزآباد هم قبول نمیشم :| چون اون نصفه من اعتقادی به درس و اینا نداره.باشد که هدایت شود -_- اونی هم که میگی پرسپکتیوه اسمش فکر کنم.آره از کج هم یه چیزی...
ادامه مطلب
یکی از اهدافم اینه نصف شب ،موقعی که خر پر نمیزنه یه اسپری رنگ بگیرم دستم و این شعر مولانا رو روی در تموم مدرسه ها بنویسم: آن علم که در مدرسه حاصل کردند کار دگر است و عشق کاری دگر است نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت2:7|لینک | ...
ادامه مطلب
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه ...
ادامه مطلب
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه ...
ادامه مطلب
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه ...
ادامه مطلب
پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ دویست و سی و نهمانه کاش یکی به مامان و بابای من بگه مقصر صد درصد مشکلاتشون خودشونن،نه طرف مقابل،نه من،نه فرزند دوم... نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت2:58|لینک | ...
ادامه مطلب
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه ...
ادامه مطلب
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه ...
ادامه مطلب
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه ...
ادامه مطلب
اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود شش سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی میارن.بهم ثابت شده گذشته همیشه حسرت رو بهمراه داشته.به خاطر همین وبلاگ ها همیشه ...
ادامه مطلب
چی میشد حال امشب مام شبیه "شبهای گلوبندک رسول نجفیان" بود؟ پ.ن:این آقا بابا چه پلی لیستی داشت رو نمیکرد D: پ.ن2:آقا داریوش پلی شد....بکشید کنار نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت20:49|لینک | ...
ادامه مطلب
شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ دویست و بیست و هفتمانه وی تصمیم گرفته از این پس یک آدم رنگی رنگی،شاد و خندان،پر اعتماد به سقف،الکی خوش، روانشناس طور و با انگیزه ولو دروغین باشد.باشد؟باشد که رستگار شویم.اجماعا.بزن دست قشنگه رو نوشته شدهتوسطشین بانودرساعت21:53|لینک | ...
ادامه مطلب